تبلیغات
کانون فرهنگی ثقلین افشار دارالامان - هیئت نجران و داستان مباهله حضرت محمد (ص)
کانون فرهنگی ثقلین افشار دارالامان

کانون فرهنگی ثقلین یک نهاد فرهنگی اجتماعی بوده به شکل رایگان فعالیت مینماید.

هیئت نجران و داستان مباهله حضرت محمد (ص)

پنجشنبه 17 تیر 1389

 

از جمله هیئتهایى كه در این سال به مدینه آمدند هیئت نصاراى نجران بودند كه به دنبال نامه‏اى كه پیغمبر اسلام به كشیش بزرگ آنجا نوشت و او را به اسلام دعوت فرمود آنها به مدینه آمدند تا از حال آن حضرت از نزدیك تحقیق كنند.

و داستان ورود هیئت مزبور را به مدینه محدثین سنى و شیعه به اجمال و تفصیل در كتابهاى سیره و تاریخ و حدیث نقل كرده‏اند كه شاید جامعترین و در عین حال فشرده‏ترین نقلها نقل مرحوم طبرسى در اعلام الورى است كه ما عینا با تلخیص مختصرى براى شما ترجمه مى‏كنیم.

هیئت نجران كه شامل گروهى بیش از ده نفر از بزرگان آنها بود به ریاست و سرپرستى سه نفر یعنى عاقب، سید و ابو حارثه به مدینه آمدند.

عاقب كه نامش عبد المسیح بود، سمت ریاست آنها را داشت كه بدون نظر و راى او كارى نمى‏كردند. سید كه نامش ایهم بود ملجا و تكیه گاه آنها در كارها بود و ابو حارثة كشیش بزرگ و اسقف اعظم ایشان بود كه پادشاهان روم كلیساها به نام او ساخته بودند.

هنگامى كه به سوى مدینه حركت كردند ابو حارثه در كنار خود - در كجاوه - برادرش كرز یا بشر را سوار كرد و در راه كه مى‏آمدند قاطر آنها به زمین خورد و هم كجاوه او چون مى‏دید این رنج‏سفر را براى دیدار پیغمبر اسلام متحمل شده‏اند، به صورت كنایه گفت: نابودى بر این مرد دور از خیر و سعادت باد - و منظورش پیغمبر(ص)بود - ابو حارثه كه این حرف را شنید با ناراحتى بدو گفت:

نابودى بر خودت باد!

وى گفت: براى چه برادر؟!

ابو حارثه پاسخ داد: براى آنكه به خدا سوگند او همان پیغمبرى است كه ما چشم به‏راه آمدن او هستیم.

وى با تعجب گفت: پس چرا پیرویش نمى‏كنى؟

ابو حارثه گفت: این مقام و منصبى كه این مردم به ما داده‏اند مانع از آن است كه من پیرو او گردم و تازه اگر من هم پیرو او شوم اینان از من پیروى نمى‏كنند و سرانجام هم وقتى به مدینه آمد به دست پیغمبر اسلام مسلمان شد.

و به هر صورت آنها هنگام عصر بود كه به شهر مدینه آمدند و با جامه‏هاى فاخر و زربفت كه به تن كرده و انگشترهاى طلا كه در دست داشتند با تجملات و وضعى كه تا به آن روز شهر مدینه به خود ندیده بود وارد شهر شدند، اما وقتى پیش پیغمبر اسلام رفتند و سلام كردند دیدند آن حضرت رو از ایشان گرداند و پاسخ سلامشان را نیز نداد و سخنى با آنها نگفت. (2)

هیئت مزبور كه با عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف سابقه آشنایى داشتند به نزد آن دو رفته گفتند: پیغمبر شما براى ما نامه‏اى نوشته بود و چون ما به نزد او آمده‏ایم پاسخ سلام ما را نداده و با ما سخن نمى‏گوید، چاره چیست؟

آن دو نفر براى تحقیق مطلب و راه چاره به نزد على بن ابیطالب(ع)آمده گفتند: اى ابو الحسن به نظر شما چه باید كرد؟على(ع)فرمود: به نظر من اگر اینها این جامه‏ها را از تن بیرون كرده و این انگشترهاى طلا را از انگشتان خود بیرون آورند، پیغمبر آنها را مى‏پذیرد و همین طور هم شد كه چون جامه‏ها و انگشترهاى طلا را بیرون كردند و به نزد آن حضرت رفتند پیغمبر اسلام پاسخ سلامشان را داد و آنها را پذیرفت، و آن گاه فرمود: سوگند بدانكه مرا به حق مبعوث فرموده اینان بار اول كه پیش من آمدند شیطان همراهشان بود.

سپس براى تحقیق حال، سؤالاتى از آن حضرت كردند كه از آن جمله سید پرسید: اى محمد درباره مسیح چه مى‏گویى؟

فرمود: او بنده و رسول خدا بود. ولى سید سخن آن حضرت را نپذیرفته و بناى ردو ایراد را گذارد تا اینكه آیات سوره آل عمران - از نخستین آیه تا حدود 70 آیه - در این باره بر پیغمبر نازل شد كه از آن جمله این آیه در پاسخ همین گفتارشان بود كه خدا فرموده:

«ان مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب. . . » (3)

[همانا حكایت عیسى در نزد خدا حكایت آدم است كه او را از خاك آفرید. . . ]

و در ضمن همین آیات دستور«مباهله‏»با آنها را نیز به پیغمبر داد كه فرمود:

«فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبین‏» (4)

[و هر كس با وجود این دانش كه براى تو آمده باز هم درباره عیسى با تو مجادله كند به آنها بگو: بیایید تا ما پسران خود را بیاوریم و شما هم پسرانتان را و ما زنانمان را و شما نیز زنانتان را و ما نفوس خود را و شما هم نفوس خود را، آن گاه تضرع و لابه كنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. ]

و بدین ترتیب پیغمبر اسلام به امر خداى تعالى نصاراى نجران را به مباهله دعوت كرد و آنها نیز پذیرفته و گفتند: فردا براى مباهله مى‏آییم.

سپس ابو حارثه به همراهان خود گفت: فردا كه شد بنگرید اگر محمد با فرزندان و خاندان خود به مباهله آمد از مباهله با او خوددارى كنید و اگر با اصحاب و پیروانش آمد به مباهله‏اش بروید.

و چون روز دیگر شد رسول خدا(ص)در حالى كه دست‏حسن و حسین را در دست داشت و فاطمه(س)نیز دنبالش بود و على(ع)از پیش رویش مى‏رفت‏براى مباهله حاضر شد.

عاقب و سید هم نزد ابو حارثه آمدند و چون رسول خدا(ص)را دیدند ابو حارثه پرسید: اینها كه همراه محمد هستند كیان‏اند؟

بدو گفتند: آن یك برادر زاده و داماد اوست، و آن دو كودك پسران دخترش‏هستند و آن زن نیز دختر او و عزیزترین و نزدیكترین افراد نزد او مى‏باشد.

رسول خدا(ص)همچنان آمد و در جاى مباهله دو زانو روى زمین نشست. (5)

ابو حارثه كه آن منظره را دید گفت:

به خدا سوگند محمد به همان گونه كه پیمبران براى مباهله روى زمین مى‏نشینند نشسته است و از این رو از مباهله با پیغمبر اسلام خوددارى كرده و سرباز زد و گفت: من مردى را مى‏بینم كه با تمام جدیت آماده مباهله است و ترس آن را دارم كه در ادعاى خود راستگو باشد و یك سال بر ما نگذرد كه در دنیا نصرانى مذهبى به جاى نماند و همگى هلاك شوند و به دنبال آن به نزد رسول خدا(ص)آمده گفتند:

اى ابا القاسم ما با تو مباهله نمى‏كنیم و حاضر به مصالحه و پرداخت جزیه هستیم، و رسول خدا(ص)براى آنها قراردادى نوشت كه هر ساله دو هزار جامه كه قیمت هر جامه چهل درهم خالص باشد بپردازند.

مرحوم طبرسى دنباله گفتار بالا نقل كرده كه ابو حارثه در آخرین روز توقف در مدینه به دست آن حضرت مسلمان شد.

و در تاریخ یعقوبى و ارشاد مفید و كتابهاى دیگر متن قرارداد را با تفصیل بیشترى نقل كرده و از جمله نوشته‏اند كه از جمله مواد و شروطى كه در قرارداد مزبور ذكر شد این بود كه نصاراى نجران متعهد شدند هرگاه در ناحیه یمن میان مسلمانان و مردم آنجا جنگى درگیر شد تعداد سى عدد زره، و سى راس اسب، و سى راس شتر به عنوان عاریه مضمونه در اختیار سربازان اسلام بگذارند، و دیگر آنكه نصاراى مزبور از آن پس دیگر ربا نخورند و گرنه پیغمبر اسلام تعهدى در برابر آنها نخواهد داشت.

این بود داستان مباهله كه با مختصر اختلافى مورخین و علماى اهل سنت مانند ابن اثیر و زمخشرى و فخر رازى و سیوطى و ابن بطریق و دیگران نقل كرده‏اند، و چنانكه خواندید معلوم شد كه منظور از«ابناءنا»در این آیه: حسن و حسین و از«نساءنا»فاطمه(س)و از«انفسنا»على بن ابیطالب(ع)بوده است چنانكه واحدى یكى از نویسندگان و دانشمندان ایشان در كتاب اسباب النزول عین همین مطلب را از شعبى روایت كرده است و زمخشرى و دیگران نیز همانند او روایاتى نقل كرده‏اند و بدین ترتیب بزرگان اهل سنت‏یكى از بزرگترین فضیلت‏خاندان اهل بیت و بخصوص على بن ابیطالب و همسر بزرگوارش فاطمه(س)را ذكر كرده و با این نقل معتبر، سند برترى على(ع)را پس از رسول خدا(ص)بر تمام امت‏بلكه همه مردم عالم و رهبرى آن بزرگوار را بر امت اسلام پس از رحلت پیغمبر امضا كرده‏اند، زیرا با این بیان على(ع)به منزله نفس رسول خدا(ص)است و بجز مقام نبوت و لوازم آن كه به صریح قرآن كریم و دلیلهاى قطعى دیگر مخصوص به رسول خدا است مقامهاى دیگر آن حضرت براى امیر المؤمنین(ع)ثابت مى‏شود كه چون بحث در این باره از طرز تدوین و تالیف كتاب تاریخى خارج است‏شما را به كتابهاى كلامى و استدلالى كه در این باره نوشته شده است ارجاع داده و از ادامه بحث در این باره خوددارى مى‏كنیم و تنها به ذكر یك روایت كه زمخشرى در كشاف و مسلم در صحیح و حاكم در مستدرك در ذیل داستان‏«مباهله‏»نقل كرده‏اند اكتفا نموده به دنباله حوادث سال نهم باز مى‏گردیم:

اینان از عایشه روایت كرده‏اند كه در روز مباهله رسول خدا(ص)چهار تن همراهان خود را در زیر عباى مویى و مشكى رنگ خود گرد آورد و این آیه را تلاوت نمود:

«انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» (6)

پى‏نوشت‏ها:

1. نجران نام قسمتى از سرزمین سرسبز حجاز بود كه در نزدیكیهاى مرز یمن قرار داشته و شامل بیش از پنجاه دهكده بود و سالها پیش از ظهور اسلام به دین نصرانیت درآمده بودند.

2. در برخى از تواریخ آمده كه هدایایى هم براى آن حضرت آورده بودند كه پیغمبر در ابتدا قبول نكرد و بعدا از ایشان پذیرفت.

3. آیه 59.

4. آیه 61.

5. در بسیارى از تواریخ آمده كه رسول خدا جایى را در خارج شهر مدینه براى مباهله تعیین كرده بود و گروه زیادى از مهاجر و انصار براى مشاهده جریان مباهله بدانجا آمده بودند.

6. سوره الاحزاب، آیه 33.

تلخیص از كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص)


مریم
پنجشنبه 17 تیر 1389 05:01 ب.ظ
زیبا و پرمحتوا بود
پاسخ حفیظ الله صمدی : ممنون خواهر عزیز
فرزاد
پنجشنبه 17 تیر 1389 04:58 ب.ظ
سلام! عالی بود، ممنون
پاسخ حفیظ الله صمدی : تشکر برادر عزیز منتظر نظرات شما جهت بهتر شدن وبلاک هستم


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
!-- Begin k3cod.com Chatroom Code -->
چت روم

كد نوحه

كد مداحی

كد تقویم

دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

br>

دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

'http://hadith.shiaha.com/rooz.js' language=javascript >