تبلیغات
کانون فرهنگی ثقلین افشار دارالامان - وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ
کانون فرهنگی ثقلین افشار دارالامان

کانون فرهنگی ثقلین یک نهاد فرهنگی اجتماعی بوده به شکل رایگان فعالیت مینماید.

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389

حوادث شب ولادت حضرت محمد بن عبداالله (ص) در روایات ما آمده است که در شب ولادت آنحضرت‏حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست که‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود. شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است که مرحوم صدوق‏«ره‏»در کتاب امالى بسند خود از امام صادق علیه السلام ‏روایت کرده و ترجمه‏ بخشهای از آن حدیث که آنحضرت فرمود. ۱ـ ابلیس به آسمانها بالا مى‏رفت و چون حضرت عیسى‏«ع‏»بدنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى‏رفت،و هنگامیکه رسولخدا«ص‏»بدنیا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان (شهابها) ممنوع‏گردیدند، و ابلیس در آن شب یاران خود را فریاد زد(و آنها را بیارى‏طلبید)و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند:اى سرور چه چیزتو را بهراس و وحشت افکنده؟گفت:واى بر شما از سر شب تابحال اوضاع آسمان و زمین را دگرگون مى‏بینم و بطور قطع درروى زمین اتفاق تازه و بزرگى رخ داده که از زمان ولادت عیسى‏بن مریم تاکنون سابقه نداشته،اینک بگردید و به بینید این اتفاق‏چیست؟ آنها پراکنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند:ما که تازه‏اى‏ندیدیم. ابلیس گفت:این کار شخص من است آنگاه در دنیابجستجو پرداخت تا به حرم-مکه-رسید،و مشاهده کرد فرشتگان اطراف آنرا گرفته‏اند،خواست وارد حرم شود که فرشتگان بر اوبانگ زده مانع ورود او شدند، چون‏گنجشکى گردید و خواست از سمت کوه حرا در آید که جبرئیل بر او نهیب زد: -برو اى دور شده از رحمت‏حق!ابلیس گفت:اى جبرئیل‏ از تو سؤالى دارم؟ گفت:بگو،پرسید:از دیشب تاکنون چه تازه‏اى در زمین رخ‏داده؟ پاسخداد:محمد-صلى الله علیه و آله-بدنیا آمده. شیطان پرسید:مرا در او بهره‏اى هست؟گفت:نه. پرسید:در امت او چطور؟ گفت:آرى.ابلیس که این سخن را شنید گفت:خوشنود وراضیم. ۲ـ همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآنروز بر سر پا نبود، ۳ـ ایوان کسرى در آن شب شکست‏خورد وچهارده کنگره آن فرو ریخت. ۴ـ دریاچه ساوه خشک شد. ۵ـ وادى سماوه پر از آب شد. ۶ـ آتشکده‏هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید. ۷ـ مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى قوی هیکل و بزرګ اسبان عربى‏را یدک مى‏کشند و از دجله عبور کرده و در بلاد آنها پراکنده‏شدند، ۸ ـ طاق کسرى از وسط شکست‏خورد و رود دجله در آن‏وارد شد. ۹ ـ در آن شب نورى از سمت‏حجاز بر آمد و همچنان بسمت‏مشرق رفت تا بدانجا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آنروز سخن‏نمى‏گفتند. ۱۰ ـ دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید،وهر کاهنى که بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد. ۱۱ ـ آمنه گفت:بخدا فرزندم که بر زمین قرار گرفت دستهاى‏خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند کرد و بدان‏نگریست،و نورى از من تابش کرد و در آن نور شنیدم گوینده‏اى‏مى‏گفت:تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار. ۱۲ ـ آنگاه او را بنزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته‏بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن‏گذارده گفت: الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردانی قد ساد فى المهد على الغلمانی ستایش خدائى را که بمن عطا فرمود این فرزند پاک خوشبورا که در گهواره بر همه پسران آقا است. آنگاه او را به ارکان کعبه تعویذ کرد. (1) و در باره او اشعارى‏سرود. ۱۳ ـ در حدیث دیگرى که در کتاب کمال الدین نقل کرده‏چنین است که در شهر مکه شخصى یهودى سکونت داشت ونامش یوسف بود،وى هنگامى که ستارگان را در حرکت وجنبش مشاهده کرد با خود گفت:این تحولات آسمانى بخاطرولادت همان پیغمبرى است که در کتابهاى ما ذکر شده که‏چون بدنیا آید شیاطین رانده شوند و از رفتن به آسمانها ممنوع‏گردند. و چون صبح شد بمجلسى که چند تن از قریش در آن بودندآمد و بدانها گفت:آیا دیشب در میان شما مولودى بدنیا آمده؟ گفتند:نه. گفت:سوگند به تورات که وى بدنیا آمده و آخرین پیمبران‏است و اگر اینجا متولد نشده حتما در فلسطین متولد گشته است. این گفتگو گذشت و چون قریشیان متفرق شدند و بخانه‏هاى‏خود رفتند داستان گفتگوى با آن یهودى را با زنان و خاندان خودبازگو کردند و آنها گفتند:آرى دیشب در خانه عبد الله بن‏عبد المطلب پسرى متولد شده. این خبر را بگوش یوسف یهودى رساندند،وى پرسید:آیا این‏مولود پیش از آنکه من از شما پرسش کردم بدنیا آمده یا بعد ازآن؟گفتند:پیش از آن!گفت:آن مولود را بمن نشان دهید. قریشیان او را به درب خانه آمنه آوردند و بدو گفتند:فرزندخود را بیاور تا این یهودى او را به‏بیند،و چون مولود را آوردند ویوسف یهودى او را دیدار کرد جامه از شانه مولود کنار زد وچشمش به خال سیاه و درشتى که روى شانه وى بود بیفتاد دراینوقت قرشیان مشاهده کردند که حالت غش بر آن مرد یهودى‏عارض شد و بزمین افتاد قرشیان تعجب کرده و خندیدند. یهودى برخاست و گفت:آیا مى‏خندید؟باید بدانید که این پیغمبر پیغمبر شمشیر است که شمشیر در میان شما مى‏نهد... قرشیان متفرق شده و گفتار یهودى را براى یکدیگر تعریف‏مى‏کردند. ۱۴ ـ در حدیثى که مرحوم کلینى شبیه به روایت‏بالا از مردى ازاهل کتاب نقل کرده آنمرد کتابى به قرشیان که ولید بن مغیرة وعتبة بن ربیعه و دیگران در میانشان بود رو کرده و گفت:نبوت‏از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و بخدا این مولود همان کسى‏است که آنها را پراکنده و نابود سازد! قریش که این سخن را شنیدند خوشحال شدند،مرد کتابى‏که دید آنها خوشنود شدند بدیشان گفت:خورسند شدید! بخداسوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما پیدا کند که‏زبانزد مردم شرق و غرب گردد. ابو سفیان از روى تمسخر گفت:او بمردم شهر خود تسلطمى‏یابد! و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذکر شده اما در بسیارى از آنها این حوادث‏قبل از بعثت رسولخدا«ص‏»ذکر شده نه مقارن ولادت. با استفاده از کتاب (درسهای از تاریخ اسلام ) جلد اول ص ۱۶۰ ارګان نشراتی کانون فرهنګی ثقلین افشار دارالامان


Can you stretch to get taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 04:12 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my children. I found a sea
shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her
ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to tell someone!
How do you stretch your Achilles?
شنبه 4 شهریور 1396 11:03 ق.ظ
Having read this I believed it was extremely enlightening.

I appreciate you spending some time and energy to put
this content together. I once again find myself spending a lot of time both
reading and leaving comments. But so what, it was still worth it!
crystlechawla.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 07:35 ق.ظ
Good article. I absolutely appreciate this website.
Continue the good work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
!-- Begin k3cod.com Chatroom Code -->
چت روم

كد نوحه

كد مداحی

كد تقویم

دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

br>

دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

'http://hadith.shiaha.com/rooz.js' language=javascript >